ابن مهلب ( نواده مهلب پسر محمد پسر شادى )

309

مجمل التواريخ والقصص ( تصحيح ملك الشعراء بهار ) ( فارسى )

روزگار ايشان سپرى گشت ، [ و ] اندر سال صد و دو فتحها بود مسلمة بن عبد الملك را بروم اندر ، و عمر بن هبيره را بعراق اندر ، و خوراسان همچنين ، پس بدمشق ( 201 - ب ) بمرد به جائى [ كه ] آن را بلغار [ 1 ] خوانند اندر ماه شعبان سال صد و پنج و او را عمر سى و سه سال بود و سى و چهار هم روايتست . در نسب : ابو خالد يزيد بن عبد الملك بن مروان مادرش : عاتكه [ 2 ] بنت يزيد بن معاويه . حليت : مردى بود دراز ضخم ، و گردروى . وزير : اسامة بن زيد السليحى از بنى قضاعه ، نقش الخاتم : فى الحساب ، بود . خلافت هشام بن عبد الملك نوزده سال و هشت ماه و بيست روز بود و بديگر روايت روزها هفت گويد و اشرس [ 3 ] بن عبد اللّه را بخراسان فرستاد و [ به ] سمرقند و بخارا و بيكند وقعتها بود . پس خوراسان جنيد [ 4 ] را داد ، و عاصم بن عبد اللّه آنجا رفت ، و باز خوراسان و عراق جمله خالد بن عبد اللّه را داد و خالد برادرش اسد را بخراسان فرستاد و اندر سال صد و ده بود كه ابو العباس السفاح اول خلفا از مادر بزاد ، بعد از آن [ 5 ] خالد را عزل كرد و عراق و خراسان يوسف بن عمر بن هبيره را داد ، و باز خراسان مفرد بنصر بن سيار داد و بوى بماند تا ابو مسلم او را بيرون كرد بوقت دعوت بنى العباس [ و ] اندر سال صد و بيست [ و يك ] زيد [ 6 ] بن على بن الحسين بكوفه بيرون آمد ، و يوسف ابن عمر با وى حرب كرد تا شب اندر تبرى رسيدش بمغز اندر [ و ] بمرد و پسرش ( 202 - آ ) او را در چاهى افكند و هامون كرد و خود بگريخت و برفت ، و ديگر روز غلام زيد [ 7 ] كه او را برداشته بود نشان بداد بعد [ 7 ] از آن [ كه ] او را چيز پذيرفتند ، و زيد را از چاه برآوردند و تنش بردار كردند و مدتها بماند ، بعد از آن سوختندش ، و اين جماعت را كه زيديان خوانند بدين زيد منسوب‌اند ، و هشام اندر [ 8 ] سال صد و بيست و سه محمد بن على الامام را بياورد - جدّ خلفا - [ و او را ] گفت معاويه از عبد اللّه

--> [ ( 1 ) ] ص : بلقاء - كذا : طبرى [ ( 2 ) ] اصل عايكه [ ( 3 ) ] اصل : اسرش و پيش از اشرس خالد بن عبد اللّه القسرى را خراسان داده بود و خالد برادرش اسد را بخراسان فرستاد و اين حكومت اول اسد است [ ( 4 ) ] و هو جنيد بن عبد الرحمن بن عمرو بن الحرث بن خارجة بن سنان بن ابى حارثة المرّى [ ( 5 ) ] اصل : از انك [ ( 6 ) ] اصل : يزيد [ ( 7 ) ] اصل : و بعد [ ( 8 ) ] اينجا تقليد سطر بعد بود حذف شد